شعرو عکسهای غمگین


 قضیه اى در زمان حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم واقع شده است . روزى آن حضرت در قبرستان بقیع با اصحاب خود رد حرکت بودند تا به قبرى نزدیک شدند. به اصحاب فرمود: سرعت کنید و هر چه زودتر از این قبر عبور نمایید، همه با عجله و سرعت گذشتند. وقت مراجعت باز به همان قبر رسیدند و مى خواستند که با سرعت رد شوند. حضرت فرمود: لازم نیست ، عجله نکنید.
عرض کردند: یا رسول الله ! وقت رفتن فرمودید عجله کنیم و با سرعت رد شویم ولى الان مى فرمایید عجله لازم نیست ؟
فرمود: وقت رفتن ملائکه صاحب قبر را عذاب مى کردند در حالى او فریاد مى زد و من طاقت شنیدن ناله و ضجه او را نداشتم . ولى الان خدا او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داده و عذاب را از او بر طرف کرده است .
اصحاب علت را پرسیدند؟ فرمود: این مرد فاسق بوده و با حال فسق از دنیا رفته است ، به این جهت او را تا حال عذاب مى کردند، ولى طفل صغیرى داشت که او را نزد معلم بردند او هم ((بسم الله )) به او تعلیم کرد. وقتى آن طفل ((بسم الله )) را به زبان جارى نمود، خداوند به ملائکه که او را عذاب مى کردند دستور داد: دیگر او را عذاب نکنید؛ زیرا سزاوار نیست شخصى که فرزندش نام مرا مى برد عذاب کنم .(229)

229-لئالى الاخبار، ج 4، ص 269.

نوشته شده در جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ توسط بهروز ج نظرات () |

Design By : Mihantheme