شعرو عکسهای غمگین

چرا باید از شیطان به خدا پناه ببریم؟ مگر شیطان کیست و کجاست که میتواند به ما حمله کرده و آسیب برساند؟

شیطان از ماده شطن یعنی دور شد و شیطان یعنی دور شده (از خیر).


دستور خداوند عظیم به پناه بردن به خدای متعال از شرور و آفات شیطان ، انسان را به خاطر می آورد که جوهری الهی و آسمانی دارد و طینتی متمایل به شیطان. هم گرایشات معنوی در او هست و هم تمایلات پست و مادی. زیرا پناه بردن و رفتن به سمت کسی نیاز به سنخیت، هم فکری و هم سو بودن با او را دارد . آری چگونه به سمت کسی برویم در حالی که هیچگونه تشابه و سازگاری و آشنایی با وی را نداریم! مگرنه اینکه انسان خلیفه الله و جانشین او در زمین و عالِم به همه اسماء و صفات او می باشد. و وجودش نفخه ای الهی بوده و سرانجام به سوی او بر می گردد.

پس جا دارد که هنگام مشکلات و گرفتاریها به او پناه ببرد. و چه گرفتاری بالاتر از حمله دشمن .

از طرفی چرا باید از شیطان به خدا پناه ببریم؟ مگر شیطان کیست و کجاست که میتواند به ما حمله کرده و آسیب برساند، آنهم هنگام خلوت عبادت، هنگامی که می خواهیم قرآن بخوانیم یا نماز اقامه کنیم. چه کسی در آن تنهایی ما می تواند ما را پیدا کرده و مورد هجوم خود قرار دهد؟

معلوم می شود این دشمن نیز در درون خود ماست.همانطور که دوست در درون ما و با ماست دشمن نیز با ما بوده و از درون به ما حمله می کند. یعنی از دشمنی درونی جز به دوستی از درون نمی توان به جائی پناه برد.

پس ما ضمن امانت داری از اسماء الهی و توان رسیدن به مقام خلیفه اللهی مستعد شیطنت و پیروی از فرامین اهریمنی شیطان و تلقینات او نیز هستیم. ظلم و ستمگری ، جهل و نادانی نیز در کنار اوصاف الهی همراه ماست و هر زمان مترصد حمله به ما می باشد و یک آن ما را رها نخواهد کرد.

نمی بینید گاهی سراسر الهی شده و گرایش به نیکی تمام وجود شما را پر می‌کند.

میل به کارهای خیر و خوبی وجود شما را فرا می گیرد. و گاهی هم تمایلاتی پیدا می کنیم که با پیروی از آنها فقط برایمان پشیمانی و ندامت به جا می ماند. این نشان دهنده آنست که هر دو خیر و شر از درون خود ما سرچشمه می گیرد.

گاهی گوش جان به نغمه های الهی سپرده و عاشقانه به سمت مهر و محبت وخیر و سعادت می شتابیم و گاه هم دیوانه وار تابع امیال و هوسها، خشم و شهوات خود میشویم و در چاه شقاوت و ضلالت فرو می رویم.

اما پناه بردن به خداوند چگونه است و چطور ما را از چنگ آهنین ابلیس به آغوش گرم و امن الهی می برد؟

باید خاطر نشان ساخت که تنها گفتن کلمه أَعُوذُ بِاللَّه‏ کافی نیست و بایستی گوینده قبلاً شرایطی از علم و آگاهی و معرفت و کرداری الهی برای خود فراهم کرده باشد.

در‍‍ مقدمه باید بگویم همراه با ظهور هر یک از اسماءِ الهی در انسان حال و مقام و لذت و شادی خاصی به وجود می آید که با دیگر اسماء فرق می کند.

مثلاً وقتی شما استعداد رحمت و رحمانیت خود را که به صورت مهر و محبت و عشق جلوه می کند به ظهور برسانید و به کسی مهر ورزیده و یا کار نیکی انجام دهیدلذتی خواهید برد که فرق دارد با زمانی که خشم خود را فرو برده اید و کظم غیظ کرده اید و در واقع اسم عفو را به ظهور رسانده اید.

لذتی که در عشق و محبت هست با لذتی که در بذل و بخشش هست تفاوت دارد. لذت کاری شجاعانه با لذت عفو وگذشت فرق می کند. هر یک از این اسماء و صفات الهی را که عملا در خود ظاهر میکنیم حال و مقام و شادی وحظّی جداگانه به ما دست میدهد..

همینطور استعدادهای اهریمنی وقتی در ما به ظهور می رسند حالتهایی ایجاد می کنند که با یکدیگرفرق دارند. ظهور غضب و نفرت در شما یک ناراحتی ایجاد می کند که با ظهور حسادت فرق می کند.

یک انسان عارف و عالم وخداشناس کسی است که این حالات روانی و روحی خود رابشناسد و بداند چرا گرفتار این اندوه و یا آن شادی شد ، و بفهمد که با عمل به هر یک از اسماء خداوند (عفو- کرم- رحم …) حالتی خاص بوجود می آید و آن حالت را نیز بشناسد. این انسانی که خود را اینگونه شناخت عارف بالله نیز خواهد شد یا بهتر بگویم از نشانه های شناخت خدا شناخت خود می باشد.

-فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ (۹۸ نحل)

-وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَة.. (۳۱ بقره) وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة (۳۰ بقره)

-فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی(۲۹حجر)‏

-الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ(۱۵۶بقره)

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَینَ أَنْ یحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً

(۷۲ احزاب)

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیطانَ إِلاَّ قَلیلاً (۸۳ نساء)

ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَینَکَ وَ بَینَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمیمٌ (۳۴)وَ ما یلَقَّاها إِلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ ما یلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظیمٍ (۳۵) ترجمه: (بدی و نیکی یکسان نیست) (بدیها را) به نیکی دفع کن در این صورت (خواهی دید) آنکه بین تو و بین او دشمنی بود به دوستی صمیمی تبدیل خو اهد شد. و این را کسی درک نخواهد کرد مگر آنانکه صبر پیشه کنند و این را درک نکنند مگر با لذتی عظیم.

أَقَلُّ النَّاسِ لَذَّةً: الْحَسُودُ. کم لذت ترین مردم حسود است (یعنی کسی که از همه لذت کمتری دارد فرد حسود است). چهل حدیث شهید اول (رحمه الله علیه) حدیث ۲۴٫ أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً: الْبَخِیلُ. . کم راحت ترین مردم بخیل است (راحتی و آرامش بخیل از همه مردم کمتر است) همان منبع همان حدیث.

فَمَا زَالَتْ نِعْمَةٌ وَ لَا نَضَارَةُ عَیشٍ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوا (و هیچ نعمت و لذت عیشی از بین نرفت مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند (گناهان باعث می شود که تازگی عیش و لذتها از کنار انسان دور شود) بحار الانوار ج ۱۰- ص ۱۰۲ )( لَا عَیشَ أَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق‏) عیشی گوارا تر از حسن خلق نیست( بحارالانوار ج ۶۶ ص ۴۰۰ باب ۳۸) و قال (ع)لَا عَیشَ لِحَسُود (و فرمود (ع) عیشی برای حسود نیست) ج ۷۵ بحار الانوار ص ۵۴

وَ لَا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ- وَ لَا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ- بحار الانوار ج ۷۵ ص ۱۱۱ (هیچ وحشتی شدیدتر از خود بینی نیست و هیچ لذتی بالاتر از اخلاق خوش)(امقت الناس :المتکبر. معذب ترین مردم متکبر است )(چهل حدیث شهید اول ص۴۶ حدیث ۲۳)

-من عرف نفسه فقد عرف ربه (کسی که خود را شناخت خدای خود را شناخته است)

پس از این مقدمه عرض می کنم که هنگام تعویذ (اعوذ بالله گفتن) شخص باید عارف به آن باشد که هر لحظه در چه حالتی است و تحت تاثیر کدام یک از اسماء الهی است و یا خدای ناکرده کدام اسم شیطانی او را به زندان درآورده است.

اگر از یک دعوای شخصی و درگیری فیزیکی که از خشم و غضب شما نتیجه گرفته و حالا به خانه باز گردیده اید و می خواهید به عبادتی واجب مثل نماز و….. بپردازید البته که آن حال گرفته و ناراحتی درونی شما مانع از ورود به حال الهی می شود.(إِنَّ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فی‏ سَمِّ الْخِیاطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمینَ (۴۰ اعراف)(کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبّر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‏شود و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد!((یعنی مادامیکه کافرند و صفات زشت مربوط به کفار را دارند هرگز لذت ومزه صفات بهشتی را( که منجر به ورود به بهشت خواهد شد)نخواهند چشید)) این گونه، گنهکاران را جزا مى‏دهیم!)

در نتیجه درک مفاهیم قرآنی نماز، درک عبارات دعا و بدست آوردن حال دعا برای شما مشکل می باشد (بلکه غیر ممکن خواهد بود).

برای ورود به آسمان عبادت و یافتن لذت قرائت و گفتگو با خداوند باید ابتدا حال ناشی از تحریکات و رفتارهای شیطانی را از خود دور کرد..

مثلاً جستجو کنید که این حالت گرفته و دلتنگ از ناحیه کدام گناه است. درصدد اصلاح، و رفع آثار آن برآئید.

اگر با خشم خود کسی را آزرده اید باید از او دلجویی کنید تا رفع آن حالت دلتنگ و افسرده بشود،

اگر حق کسی را ضایع کرده اید باید بازگردانید. چنانچه گناهی از ناحیه امیال نفسانی از شما صادر شده است باید شدیداً ابراز پشیمانی کرده درصدد توبه نصوح و بازگشت از آن گناه برآیید و آن را به وسیله تنبیهاتی که برای خود قائل می شوید جبران بنمائید. (مثلاً برای فلان گناه فلان مقدار قرآن بخوانم و یا چند روز روزه بگیرم….)

در این صورت شما هم حضور شیطان و هم آثار و هم تحریکات او را در وجود خود دریافته اید، و نیز با روشی که گفتیم آنرا از خود دور کرده اید، این می شود بازگشت از شیطان به سمت خدا …. یا گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ناگفته نماند کسی که دائماً این ذکر را با توجه به مراتب فوق و یا ذکر دیگری را با توجه به آن و با حضور قلب بگوید یقیناً از دسترس شیطان دور خواهد بود .

مضافاً سعی کند که همیشه با کردار شایسته، حال خوش ناشی از آن کردار را در خود نگه دارد ، این چنین شخصی همواره در پناه امن خداوند بوده و دسترسی شیطان به او مشکل خواهد بود. بارها نیز در قرآن به این موضوع اشاره فرموده است که ابلیس را دسترسی به کسانی که تابع خدایشان بوده و به او توکل کرده اند نیست.

و چنانچه کسی موفق شود مکرراً حال خوش ناشی از کارهای خوب را با انجام عبادات و اعمال و افعال خوب در خود ایجاد کند کم کم حال او دائمی خواهد بود . مثلاً همیشه در حالت زیبای آرامش به سر خواهد برد و شما چنین شخصی را که بواسطه توجه همیشگی به خداوند در آرامش است نمی توانید به سادگی به خشم آورده و حال دائمی او را از وی بگیرید.او در پناه خداوند بوده و ورود شیطان به وجودش مشکل می باشد…

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٤ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ توسط بهروز ج نظرات () |

Design By : Mihantheme