شعرو عکسهای غمگین

آیا وجود ارواح سرگردان یک موضوع تخیلی است ؟ یعنی ارواحی که پس از گذشت سالیان مدید هنوز هم به دنبال انجام اموراتی هستند که در دنیا عهده دار آن بوده اند ؟ در موارد بسیاری پدیده احضار روح و یا حضور ارواح را دیده و شنیده ام . پس شما را به خدا نگویید که اینها خزعبلات و دستمایه فیلم های ترسناک هالیودی است.


اصل رفت و آمد ارواح به عالم دنیا طبق روایات اهل بیت (ع) امری مسلّم است. لکن آنچه از روایات استفاده می شود این است که ارواح بدون اذن الهی نمی توانند به عالم دنیا رفت و آمد داشته باشند. همچنین از نظر عقلی و نقلی شکی در این نیست که ارواح اگر از جانب خداوند متعال اذن داشته باشند می توانند کارهایی را در دنیا انجام دهند ؛ چون ارواح اموری مجرّدند ؛ و امور مجرّد می توانند در امور مادّی تصرّف نمایند. امّا با این اعمال ، استکمالی برای آن ارواح حاصل نمی شود ؛
بنا بر این اگر ارواح اجازه دخالت در امور دنیا را داشته باشند می توانند در امور دنیا تصرّف کنند. و شواهد نقلی و گزارشات افراد ثقه حاکی است که برخی ارواح به تناسب درجاتشان چنین اجازه ای را می یابند.
انسانها بعد از مرگ وارد عالمی می شوند به نام عالم برزخ ؛ که عالمی است غیر مادّی ، لذا از حرکت (خروج تدریجی از قوّه به فعلیّت ) و زمان و انفعال در آن خبری نیست. امّا برخی از آثار عالم مادّه ، مثل رنگ ، شکل و مقدار در آن موجود است. موجودات این عالم ، شباهت زیادی به موجوداتی دارند که انسان در خواب می بیند. انسان در این عالم ، هم دارای روح است هم دارای بدن ، لکن بدن او مادّی نیست. بلکه بدنی شبح مانند است. در این عالم ، هیچ کس بی کار و رها نیست ، بلکه همه انسانها مشغول کار خودند,امّا این اعمال ظهور ملکات خود شخصند , و این روند تا ابد ادامه دارد. کسی هم که در دنیا اهل عبادت بوده در برزخ دائماً در حال عبادت حق تعالی است ، امّا نه از باب تکلیف ؛ بلکه دم به دم حقیقت عبادت او برایش تازه می شود. اگر کسی در دنیا دوست داشته که قرآن را بخواند ولی توان خواندن نداشته ، در عالم برزخ ، نیّت و خواست قلبی او آشکار می شود ؛ و به خواسته خود می رسد و از حقایق قرآن دم به دم سیراب می شود؛ در روایت است که به او گفته می شود اقراء و ارق ( بخوان و بالا برو) . اهل جهنّم نیز دائماً با ملکات زشت خود محشورند و جز امور شرّ و عذاب آور را نمی توانند اراده کنند.
البته در عالم برزخ سه روزنه امید برای یک نحوه تکامل وجود دارد. یکی ، از راه اعمال و آثاری که شخص در دنیا از خود به جا گذاشته است و دومی در اثر عذاب پالایش دهنده ؛ و سومی از راه فضل بی پایان الهی. اگر کسی در دنیا کار خیری انجام داده و هنوز اثر آن کار خیر در دنیا باقی است ، نتیجه آن به صاحب عمل می رسد. همچنین اگر کسی کار شرّی کرده که اثر آن در دنیا باقی است باز اثر آن هم در برزخ به او می رسد. حتّی برخی اندیشمندان گفته اند روح بعد از مرگ نیز با بقایای بدن خود در ارتباط است ، و چه بسا از این راه نیز یک نحوه تکامل در او حاصل شود. همچنین اهل جهنّم اگر کافر و مشرک نباشند ، در اثر عذاب برزخی پاک می شوند و فطرت مدفون شده آنها ظاهر می شود. و رفته رفته عذاب آنها کاهش یافته و در نهایت وارد بهشت می شوند. عدّه ای از اینها بعد از مدّتی عذاب در همان عالم برزخ ، اهل بهشت می شوند ؛ ولی عدّه ای دیگر سراسر برزخ را در عذابند ولی در آخرت اهل نجات می شوند. عدّه ای نیز بعد از مدّتی تحمل عذاب آخرت ، نجات پیدا می کنند. بنا به برخی روایات جز اندکی از مردم تا ابد در جهنّم نمی مانند.در خود بهشت نیز همچنان که قبلاً گفته شد دائماً ترقّی مراتب وجود دارد ؛ لکن به نحو تجدد امثال و راهیابی به باطن خود و باطن اعمال و عقائد خود. امّا راه سوم تکامل برزخی و آخرتی ، فضل خداست. خداوند متعال به خاطر رأفت و عطوفت ذاتی خود ، اثرات بسیاری از معاصی را از اهل جهنّم بر می دارد تا بتوانند به فطرت خود باز گردند و در نهایت از جهنّم رها شده و اهل بهشت شوند. شفاعت ، شافعین نیز یکی از ظهورات این تفضّل الهی است. به اهل بهشت نیز درجاتی بیشتر از آنچه خود کسب نموده اند تفضّل می نماید. این تفضّل به سه صورت است ؛ صورت اوّل چنین است که خداوند متعال اعمال خیر را زاینده قرار داده است ؛ به نحوی که هر عمل خیری چند برابر می شود ؛ و در برخی مواقع بی نهایت برابر می شود.خداوند متعال می فرماید: « هر کس کار نیکى بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدى انجام دهد، جز بمانند آن ، کیفر نخواهد دید؛ و ستمى بر آنها نخواهد شد.»(الأنعام/160 ) از این آیه شریفه استفاده می شود که هر عملی حدّاقل ده برابر می شود. صورت دوم ، آن است که خدا افزون برزایندگی خود عمل ، برخی اعمال را به گونه ای قرار داده است که اگر در وجود کسی راه یابند باعث می شوند که وجود خود شخص ، شروع به باروری کند. و راه سوم این است که خداوند متعال ، برای دارندگان برخی اعمال ، درجاتی نیز خود عنایت می کند. خداوند متعال می فرماید:« کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند ؛ که در هر خوشه ، یکصد دانه باشد ؛ و خداوند آن را براى هر کس بخواهد ، دو یا چند برابر مى‏کند ؛ و خدا(از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و(به همه چیز) داناست. »(البقرة/261)
امّا بعد از مرگ کجا باید رفت ؟ از روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که بعد از مرگ کسی را به حال خود نمی گذارند که هر جا خواست برود. بلکه بعد از مردن مامورین الهی شخص را تحویل می گیرند و هر کسی را به جایگاه لایق خود در برزخ منتقل می کنند. در آن عالم ، لازم نیست کسی خود مسیری را در پیش گیرد. مسیر هر کسی در آن عالم از قبل مشخّص است. هر کسی در آن عالم دقیقاً همان راهی را می رود که در دنیا رفته است. اگر در دنیا به راه رشد و سعادت رفته است در آن عالم نیز رهسپار همان راه می شود . و اگر در دنیا راه پستی و شقاوت را پیش گرفته است در آن عالم نیز همان راه را می پیماید. در آن عالم چنین نیست که هر کس هر جا خواست بتواند برود. جایگاه و مسیر برزخی هر کسی در همین دنیا توسط خود او ترسیم شده است ؛ و محال است کسی بتواند از این مسیر و جایگاه خودساخته یک گام بیرون نهد. هر کس در این دنیا ، رهبری هر کسی را پذیرفته و از پس او رفته است ، در آن عالم نیز از پی او روان خواهد شد. خدواند متعال می فرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم ـــ روز قیامت روزی است که در آن روز هر گروهی را با پیشوایشان می خوانیم »( اسراء/71)
همچنین باید توجّه نمود که در عالم برزخ مکان و حرکت به آن معنایی که در عالم مادّه وجود دارد ، موجود نیست. لذا در عالم برزخ کسی دارای مکان و جای خاصّی نیست بلکه هر کسی مکانت و جایگاه خاصّی دارد. یعنی هر کسی در رتبه وجودی خاصّ خود قرار می گیرد .
در خاتمه گفتنی است که جنّها موجوداتی مادّی و غیر مرئی هستند. باید توجّه داشت که نامرئی بودن به معنی غیر مادّی بودن نیست. بسیاری از امور مادّی هستند که دیده نمی شوند ولی مادّی هستند. جنّها از آتش آفریده شده اند و آتش امری مادّی است. و چیزی که از مادّه خلق شده نمی تواند غیر مادّی باشد. همچنین طبق آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) ، جنّها موجوداتی مکلّفند و تولید مثل و مرگ داشته و غذا تناول می کنند. و اینها همه مشخّصات موجود مادّی است.ار آنچه گذشت روشن می شود که وجود ارواح سرگردان معنای محصلی ندارد و مغایر آیات صریح قرآن است که مرگ را توفی یعنی دریافت کامل انسان توسط ماموران الهی می داند.

نوشته شده در شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٤ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط بهروز ج نظرات () |

Design By : Mihantheme