شعرو عکسهای غمگین

محبت زیادی همیشه ادم هارو خراب میکند

گاهی ادم ها میروند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده

بلکه انقدر کوچک هستند که تحمل محبت بسیار تو را ندارند

بزرگترین اشتباه اصرار بر ماندن کسی است که نیت رفتن دارد


گذشت اون دوران که وقتی یه پسر تو قلب دختره بود رو قلبش تابلوی ورود ممنوع بود الان طرح زوج و فرده تازه عوارضی هم میگیرن!


بالش خودم را ترجیح میدهم...شانه هایت مثل بالش های مسافر خانه است!
خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بوده!!!!


عزیز من سنگ صبور غم هام                

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط بهروز ج نظرات () |

به روزگار سگی لعنت! تو را گرفته کجا برده

من و تو همدم هم بودیم، مرا نهاده تو را برده

چه‌قدر چون شب و تنهایی، قرین غربت هم بودیم

جدای صلح و جدای جنگ، جدای بُرده و نابُرده

صدایی آمد و حسی گنگ، تو را گرفته، تو را دزدید

صدا که آمده، حسی گنگ، تو را به سمت صدا برده

من آمدم که کجایی تو، نیافتم چه بلایی تو!

تو را که برده؟ کجا برده؟ تو را چه برده؟ چرا برده؟

پرنده‌ای شدم و پر زدم به سمت صدا

نه ای تو هرجا راهی به انتها برده

ستاره‌ای شده می‌گردمت از این بالا

مگر خدایت بین فرشته‌ها برده

فرشته گفتم تسبیح دستشان شده‌ام

قداستم رنگ از خاک کربلا برده

به باد گفتم، پس باد ذره‌های مرا

ز هم گسیخته با خود به هرکجا برده

به این خوشم که رسد ذره‌ای، تنم به تنت

همین هوای خوشم در تن هوا برده...

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط بهروز ج نظرات () |

اسمشو گذاشتم روزگار نامرد تا همیشه یادم بمونه روزگار چه نامردی

  درحقم کرد و همیشه به خاطر داشته باشم آدمای همین روزگار بودن

  که دلمو گرفتن تو دستشونو شکستن . ادمای گرگ صفتی که جلوم

  لباس میش پوشیده بودن ولی گرگ دندان ستیز سرنوشت من بودن .

  لعنت به تو ای روزگار . لعنت ......

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط بهروز ج نظرات () |

Design By : Mihantheme